<--!پژوهشگاه تخصصی صنعت چاپ و تبلیغات » لیتوگرافی چیست؟-->

صنعت چاپ و تبلیغات لیتوگرافی چیست؟

لیتوگرافی

{ پست شده در ۱۵ آبان ۱۳۹۱ توسط مدیر سایت }

لیتو گرافی :

  لیتوگرافی به معنی عکاسی صنعتی میباشد و همچنین به مادر صنعت چاپ هم اتلاق میگردد .
اصل مطلب در این جا رنگ و چگونگی تولید آن میباشد که بهر حال چشمان شما هر رنگی را که در طبیعت
میبیند (شاید بینهایت رنگ ) در حقیقت از سه رنگ اصلی تشکیل شده است که عبارت است از ابی ، قرمز ، و زرد ونیز ترکیب مقادیر مساوی از این سه رنگ رنگ مشکی بدست میدهد ،( cmyk ) مخفف این چند رنگ میباشد.

حال به زبان ساده باید گفت مراحل کار در لیتوگرافی به سه بخش یا سه مرحله  تقسیم میگردد در مرحله اول کار یا طرحی را که برروی cd یا فلش قرار دارد  به سیستم می دهند و در این سیستم که توسط برنامه هایی نرم افزاری  مانند فری هند یا کورل دراو یا فتو شاپ  کار تفکیک و جدا ساز ی رنگها انجام می شود  و طرح مورد نظر توسط شبکه به دستگاه یا سیستم دیگر فرستاده می شود تا آن را برای فرستادن به دستگاه ایمیج ستر و گرفتن فیلم آماده کند و زمانی که برنامه یا طرح مورد نظر به نوعی تبدیل شد که قابل خواندن باشد توسط دستگاه ایمیج ستر  طرح مورد نظر توسط اشعه لیزر روی ورقه هایی که فیلم ( نگاتیو )  نام دارد چاپ می شود     ( یعنی اطلاعات روی فیلم ذخیره می گردد  )  زمان چاپ هم بسته به نوع کار و طرح دارد و حدود ۴۵ ثانیه طول می کشد تا چاپ شود و توسط خود دستگاه ظاهر شده و به قسمت خروجی فرستاده می شود این دستگاه قابل تنظیم می باشد . اگر کار رنگی باشد این عمل چهار بار تکرار شده و چهار فیلم تهیه می گردد . بعد از ظهور فیلم با وسیله ای به نام لوپ (loop  )  زاویه رنگ ها کنترل می شود در کارهای رنگی باید زاویه رنگ ها درست باشد ، یعنی هر چهار رنگ در زاویه های خود قرار گرفته باشند تا کار چاپ شده از زیبایی برخوردار باشد آبی در زاویه ۱۵ درجه قرمز ۷۵ درجه زرد ۰ یا ۹۰ درجه و سیاه ۴۵ درجه باشد .بعد وارد مرحله آخر می شود و فیلم با کمک  دستگاهی  ( قید کپی )  روی زینک بسته می شود و دقت شود که کاملاً هوای بین فیلم و زینک خارج شود .و بعد از بستن فیلم روی زینک کار به چاپخانه فرستاده می شود .

لازم به ذکر است که با توجه به توضیح رنگ ما از یک نمونه مثلاً رنگی با استفاده از فیلتر ( فیلتر قرمز برای تفکیک رنگ آبی ، فیلتر سبز برای تفکیک رنگ قرمز ، و فیلتر آبی برای رنگ زرد و مجموع سه فیلتر برای رنگ مشکی(  چهار عدد نگاتیو اولیه تهیه میکنیم )

 

چاپخانه
جریان کار و گردش مواد در مراحل مختلف چاپ یکی از نکات اساسی و مهم در تقسیم و تخصیص مکان به شمار می‌رود. ما نیز به دلیل اهمیت موضوع، در این قسمت سعی خواهیم کرد جریان کار تولید را به طور کامل توضیح دهیم.

برش اولیه: در این قسمت کلیه کاغذهای وارد شده به چاپخانه در اندازه‌های مناسب برش داده می‌شود و سپس به قسمت چاپ منتقل می‌گردد.                                 

قسمت زینگ: بعد از اتمام کار واحد حروفچینی، کاغذهای کالک آماده شده وارد قسمت زینگ شده که در این قسمت علمیات زیر صورت می‌گیرد:

ـ مونتاژ‌کردن: ورقهای کالک که از قسمت حروفچینی آورده شده، روی ورقه‌های نازک فلزی قرار داده می‌شود (جنس این ورقه‌ها از آلومینیویم، مس، روی و فلزات دیگر با آلیاژهای متفاوت است) این ورقه‌های فلزی قبلا از طرف کارخانه‌های سازنده در مقابل نور حساس شده‌اند.

ـ نور دادن: وقتی ورقهای کالک روی ورقه‌های فلزی قرار می‌گیرد به قسمت نوردهی برده می‌شود. در این قسمت نور از روی ورقهای کالک می‌گذارد وبه سطح فلز می‌تابد. قسمتهای حساس فلز که در مقابل تابش نور قرار می‌گیرد، فاسد شده، هنگام ظهور به وسیله محلول مربوطه شسته شده و از بین می‌رود؛ فقط مکانهایی که نور ندیده است روی فلز باقی می‌ماند که همان عنصرهای چاپ کننده می‌باشند.

ـ جدا سازی کالک از زینگ:

ـ ظاهر کردن زینگ: این عمل با مخلوط کردن محولهای خاص با آب صورت می‌گیرد.

ـ ظهور و آماده برای چاپ (شستشو و ظاهر کردن برای اکسید نشدن): این مرحله آخرین مرحله فعالیت قسمت زینگ است. بعد از اینکه زینگ آماده شد، به قسمت چاپ ارسال می‌گردد.

 

ماشین چاپ:

ماشین چاپ دو نوع است ماشین چاپ چهار رنگ و ماشین چاپ تک رنگ که در ماشین چاپ چهار رنگ ، کاغذ یک بار از دستگاه عبور می کند و در هر مرحله ای یک رنگ می خورد تا در نهایت رنگ مورد نظر بدست آید . اما در دستگاه چهار رنگ کاغذ چهار بار باید وارد دستگاه شود و در هر مرحله ای یک رنگ مورد استفاده قرار می گیرد تا در نهایت رنگ مورد نظر حاصل آید .

دستگاه چهار رنگ دو برج دارد و دستگاه تک رنگ یک برج دارد . دقت و سرعت در دستگاه چهار رنگ بسیار بیشتر از دستگاه تک رنگ است .

در دستگاه چهار رنگ برای هر چاپ فقط یک شماره می خورد . ولی در دستگاه ملخی برای هر چاپ شماره متفاوتی می خورد و بیشتر برای قبوض بانکی چک و اسکناس مورد استفاده قرار می گیرد .

دستگاه GTO که در ان اندازه زینگ کوچ است و طرح های کوچ را می زند مثلا در اندازه (۳۵٫۵۰ )

کاغذها توسط یک مکنده به دستگاه وارد می شوند .

روش کنونی چاپ در این چاپخانه، روش افست (چاپ هم سطح) است. در این روش نقشها نخست از لوحه فلزی به استوانه لاستیکی منتقل شده و کاغذ، تصویر را از استوانه لاستیکی می‌گیرد. به طور خلاصه روش کار به ترتیب زیر است:

۱) لوح فلزی چاپ به دور استوانه‌ای به نام “استوانه لوح” بسته می‌شود، همچنین دو غلطک، یکی دارای مرکب و دیگری دارای آب، بر پایه تضاد بین چربی و آب باعث می‌شود که نقشهای لوح فلزی مرکب بگیرند و قسمتهای دیگر مرکب نگیرد.

۲) استوانه لاستیکی به نام “استوانه افست” در تماس با استوانه لوح، تصویر نقشها را به خود می‌گیرد.

۳) در تماس با “استوانه چاپ”که روی آن کاغذ قرار دارد، تصویربه کاغذ منتقل می‌شود به طور کلی فعالیتهایی که یک ماشینکار انجام می‌دهد عبارتند از:

ـ اخذ زینگ از واحد زینگ و کاغذ از واحد برش.

ـ سوار کردن آن روی ماشین چاپ (روتوش کاری روی زینگ)

ـ میزان کردن زینگ روی ماشین.

ـ چاپ (تنظیم کاغذ، ماشین، مرکب و …)

ـ پیاده کردن زینگ.

ـ پاک کردن سیلندرها.

ـ انتقال کاغذهای چاپ شده به واحد صحافی.

البته اگر کارهای رنگی سفارش داده شود، فعالیتهای بیشتری باید صورت گیرد.

بعد از این که کار چاپ انجام شد برای تشخیص کیفیت رنگ از وسیله ای به نام لوپ استفاده می شود به قسمت سنجاق از زیر لوپ نگاه می کنیم اگر دقیقا رنگها روی هم نبودند باید زینگ را تنظیم کنیم .یا ممکن است غلظت یک رنگ کم و یا زیاد باشد که ان نیز بوسیله افزایش یا کاهش ان کنترل می شود .
صحافی : صحافی عبارت است از: ” عمل اتصال همه برگهای چاپ شده کتاب در یک طرف و قرار دادن آنها در پوششی محافظ به نام جلد

 فعالیتهای عمده‌ای که در قسمت صحافی صورت می‌گیرد عبارتند از:

ـ تا زدن و ترتیب: بعد از اینکه کاغذها از قسمت چاپ به قسمت صحافی تحویل داده شد، ابتدا کارگران صحافی فرمهای چاپ شده را تا می‌کنند و فرمهای تا شده را که ۲۰، ۲۴ ،۲۸  صفحه‌ای می‌باشد،  ( ضریبی از ۴ هستند ) در روی میز بزرگی کنار هم می‌چینند. کارگران صحاف به ترتیب شماره فرمها را جمع‌آوری کرده (یعنی از سر میز شروع می‌کنند و به ترتیب از هر مجموعه یک فرم برداشته و کنار هم قرار می‌دهند). مجموعه فرمهای جمع‌آوری شده یک کتاب را تشکیل می‌دهند. شاید از لحاظ کار بدنی بتوان گفت که این مرحله مشکلترین مرحله کار است؛ چرا که نیاز به تحرک زیادی دارد.

مثلا در یک فرم ۴ تایی ۸ بار چاپ شده (پشت و رو ) پس ۳۲ عدد زینگ استفاده شده چون چهار رنگ است (۸٫۴)
ـ دوخت: بعد از اینکه کارها به ترتیب چیده شد و دسته‌های منظم قرار گرفت، مرحله دوخت شروع می‌شود. مرحله دوخت در کل فرایند تولید، مرحله زمان بری تلقی نمی‌شود و شاید در مجموع مراحل، بتوان گفت که از همه مراحل دیگر زمان کمتری رابه خود اختصاص می‌دهد.

ـ جلد زنی: جلد عبارت است از پوشش بیرونی کتاب که معمولاً بر چند نوع است؛ مانند جلدهای مقوایی، شمیز و … وقتی جلد کتاب در مرحله خط‌زنی آماده شده و کارهای قسمت دوخت نیز تمام گردید، مرحله جلد زنی شروع می‌شود. در این مرحله فعالیتهای زیر صورت می‌گیرد:

الف) تا شدن جلد

ب) چسب خوردن

ج) قرار دادن کتاب در جلد

د) اسکول کشیدن پشت کتاب برای خارج شدن هوای پشت جلد

این مرحله اصولاً چهار نفره صورت می‌گیرد. بدین صورت که یک نفر فعالیت “الف” را انجام می‌دهد و نفر دوم فعالیت “ب” را و فعالیتهای “ج و د” را دو نفر به طور سری انجام می‌دهند.

ـ پرس: در حال حاضر فعالیتی در این مرحله انجام نمی‌گیرد؛ کارهای مربوط به پرسکاری خیلی بندرت اتفاق می‌افتد، مگر اینکه کار سفارشی باشد که آن هم در زمانهای خاص انجامی می‌گیرد.

ـ برش‌نهایی: بعد از جلد زنی، حدود چهار تا پنج ساعت طول می‌کشد تا کتابهای جلد شده خشک شوند کتابهایی که جلد آنها خشک شده به قسمت برش تحویل داده می شود، در این قسمت بر روی کتابها برشهای لازم (یک برش در جلو و دو برش در بغل) ایجاد می‌گردد. به طور خلاصه در برش نهایی، سه لبه آزاد برگها پس از صحافی با ماشین بریده و منظم می‌شود.

سلفون کشی : روی جلد کتاب یا پوسترها را گاهی اوقات سلفون کشی می کنند به اینصورت که توسط دستگاه سلفون کشی نایلون نازک وشفافی به نام سلفون که از زیر چسب می خورد بر روی جلد کتاب یا پوستر کشیده می شود و باعث مقاومت آن در برابر رطوبت و پارگی می شود .

 

شرکت تبلیغاتی 

 روش کار شرکت های تبلیغاتی بسته به نوع کار و سلیقه افراد آن شرکت کاملا متفاوت است . ولی اولین مرحله از کار تبلیغ اطلاع رسانی و یا تهیه پوستر و بروشور و بنر و … در اینجا توسط مشاوران تبلیغاتی و متخصصین طراحی انجام می گیرد .

 اما فعالیت  شرکت تبلیغاتی که مورد نظر ماست در زمینه طراحی و ایجاد سازه ها ی نمایشگاهی ، هدایای تبلیغاتی و طراحی و چاپ می باشد .

در بخش طراحی که عموماً کار طراحی آرم ، لوگو و پوستر انجام می شود و در بخش چاپ نیز زینک که آماده شد به چاپخانه فرستاده می شود و کاغذ را از قبل سفارش می دهند و یک ناظر با ذره بین (loop  ) کار را از نظر اینکه هر چهار رنگ روی همدیگر منطبق باشند و رنگها هر کدام به حد کافی باشد بررسی می کند .

در قسمت طراحی سازه های نمایشگاهی  این شرکت با ایجاد انواع مختلف سازه های مناسب در هر زمینه فعالیت می کند .انواع سازهای موجود از جمله میز کانتر – رولاپ -  استن ایکس و بروشور استن می باشد که هر کدام کارایی مخصوص به خود را دارند و اغلب سازه ها طوری طراحی شده اند که قابل حمل ونقل آسان و راحت باشند .

از دیگر فعالیتهای این شرکت ایجاد هدایای تبلیغاتی است که در این حوزه به وسیله چاپ افست روی همه اجسام می توانند طرح چاپ کنند .

و همچنین طراحی و ساخت بیلبوردهای تبلیغاتی نیز از دیگرکارهایی است که در این شرکت تبلیغاتی انجام می شود .

منبع:blogfa.com

چاپ سنگی

{ پست شده در ۰۶ شهریور ۱۳۹۱ توسط مدیر سایت }

چاپ سنگی یا لیتوگرافی (به فرانسوی: Lithographie) گونه‌ای چاپ مکانیکی شامل استفاده از صفحه‌های عکاسی یا سایر صفحه‌های مشابه، که در سطح آنان ناحیه‌ای تصویر، به صورت روغن‌دوست (غیرآبی، جوهرگیر) و نواحی غیر تصویری به صورت آب‌دوست درآمده‌است. معمولاً این صفحه‌ها را با پودر آلومینیوم می‌سازند.چاپ سنگی نوعی چاپ مسطح بوده که در آن از سنگ آهک استفاده می‌شده‌است؛ بدین ترتیب که نوشته یا تصویر را به روی سنگ منتقل می‌کردند و با استفاده از روش‌های شیمیایی آن را برجسته می‌نمودند و سپس این تصویر بارها روی کاغذ چاپ می‌شده‌است. این نوع چاپ با استفاده از روش مختلط فیزیکی و شیمیایی بر اساس دفع متقابل آب و چربی اختراع شد و متداولترین روش چاپ پیش از چاپ سربی و اختراع ماشین چاپ بوده است که امکان تیراژ بالا را میسر مى ساخته است.

لیتوگرافی بعد از اتمام مرحله طراحی و صفحه بندی آغاز شده ابتدا طرح مورد نظر را از طریق عکاسی (سنتی یا دیجیتال) روی فیلم حک می‌شود سپس فیلمهای تهیه شده کنار هم مونتاژ شده و مرحله کپی فیلم بر روی ورقه‌های پلیت که از آلومینوم و لایه‌ای که به نور حساس می‌باشد ساخته شده انجام می‌شود بعد از نور خوردن ورقه‌های پلیت آن را مانند فیلم عکاسی ظاهر کرده و برای مرحله چاپ به ماشین چاپ می‌بندند

در مقالات، واژه فناوری نانو گاهی به هر فرآیند کوچک تر از اندازه‌های میکرون اطلاق می‌شود که می‌تواند فرآیند لیتوگرافی را نیز شامل شود.

تاریخچه چاپ سنگی در جهان

چاپ سنگی اولین بار به وسیله آلمانی‌ها در سال ۱۷۹۶ میلادی اختراع گردید. آلویس زنفلدر (Alois Senefelder) یک آوازه‌خوان تئاتر آلمانی بود که به علت هزینه‌های سرسام آور چاپ، برای این که بتواند تصنیف‌هایش را به چاپ برساند به طور تصادفی از طریق کاربرد تیزاب بر روی سنگ‌های نرم و مسطح و سبک وزن کنار رود راین، به روش چاپ سنگی دست یافت. درقرن نوزدهم چاپ سنگى در اروپا تنها روش براى چاپ تصایر رنگى در تیراژ بالا بود. این روش چاپ امروزه تنها در زمینه هنرهاى تجسمى کاربرد دارد.

تاریخچه چاپ سنگی در ایران

چاپ سنگی از اروپا به ایران راه یافت و نخستین بار در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار بود که عباس میرزا نایب‌السلطنه، محمد صالح بن حاج محمد باقر خان شیرازی معروف به میرزا صالح شیرازی را به مسکو فرستاد تا دستگاه چاپ سنگی (تصویر ۱) را با خود به ایران آورد. این شخص دستگاه چاپ سنگی را به تبریز آورد و اولین چاپخانة سنگی را در ایران دایر نمود.

نخستین چاپ سنگی در تبریز، چاپ قرآن در سال ۱۲۵۰ هجری قمری و کتاب زاد المعاد در سال ۱۲۵۱ هجری قمری می‌باشد. در سال ۱۲۵۹ هجری قمری آقای «عبدالعلی» نامی اسباب چاپ سنگی را با خود به تهران آورد و در همان سال کتاب «تاریخ معجم» و پس از آن «پطر کبیر» را به چاپ رسانید. کتاب «حدیقةالشیعه» تألیف «مقدس اردبیلی» یکی دیگر از کتب چاپ سنگی است که در سال ۱۲۶۵ هجری قمری در تهران به چاپ رسیده‌است. پس از آن چاپ سنگی در مدت کوتاهی در دیگر شهرهای ایران رواج یافت، به طوری که به مدت ۵۰ سال، یگانه روش چاپ در ایران محسوب می‌گردید. تا اواخر دورة قاجاریه هر چه در ایران به چاپ می‌رسید چاپ سنگی بود.

چاپ سربی در اوائل ظهور، به علت دشواری در چیدن حروف فارسی و غلط گیری و همچنین دقت و ممارستی که لازمه چاپ سربی بود، چندان رواجی نیافت، در حالی که هزینه نازل و سهولت کار با چاپ سنگی، این روش را در مدت کوتاهی بر چاپ سربی مسلط کرد. در چاپ سنگی نقاشان و خطاطان و خوشنویسان می‌توانند با مرکب، هنر خود را در سرلوح، ترنج اندازی آغاز و انجام کتاب، و همچنین در تصاویر، به حد اعلای نفاست و زیبایی برسانند.

روش کار در چاپ سنگی

ابتدا مطالب یا تصاویر مورد نظر با مرکب مخصوص روی کاغذهای مشمّع مخصوصی که زرد رنگ بود نوشته می‌شد. بعد به مدت ۲۴ ساعت در داخل آب نگه داشته می‌شد و سپس روی سنگ مخصوص که قبلاً ساییده شده و حرارت گرفته و داغ شده بود برگردانیده می‌شد تا خطوط به روی سنگ انتقال یابند. سپس بر روی سنگ اسید نیتریک ریخته می‌شد تا محل خالی سنگ (یعنی اطراف نوشته‌ها) به اندازه یک میلیمتر حل شود و نوشته‌های روی سنگ به صورت برجسته نمایان گردد.

سپس با غلتک، مرکب بر روی سنگ نقش می‌بست و با فشار یکسان و یکنواخت سنگ بر روی کاغذ، عمل چاپ صورت می‌گرفت. برای آن که در هنگام چاپ، مرکب چاپ اطراف نوشته‌ها و خط‌ها را نگیرد از مخلوطی از آب و اسید و محلول صمغ عربی استفاده می‌شد. استادکار با قلم، جاهای خوب گرفته‌نشده را اصلاح می‌کرد و به آن صمغ می‌زد تا برجسته شود. بعد از محکم کردن سنگ با تسمه بر روی ماشین چاپ، کارگر مرکب زن با یک غلتک، مرکب را آهسته روی لوح می‌مالید. کارگر دیگری به نام کاغذ گذار، ورق را با احتیاط روی سنگ می‌گذاشت. چرم گذار با ورقه‌ای از چرم ضخیم روی کاغذ را می‌پوشاند. این کار سبب می‌شد فشار وارد بر تمام سطوح کاغذ، یکسان باشد. دو نفر غلتک‌کش با حرکت غلتک و با یک فشار عمودی، عمل چاپ را انجام می‌دادند. کاغذ بردار، کاغذ چاپ شده را بر می‌داشت و لایه‌گذار، یک لایه میان ورقه‌های چاپ شده می‌گذاشت تا کاغذهای چاپ شده زودتر خشک شوند.

ماشین قادر بود ساعتی ۲۰۰ برگ چاپ کند و با هر سنگ هفتصد برگ چاپ می‌شد. در پایان، سنگ ساب‌ها سنگی را که یک بار از آن استفاده شده بود، از چاپ در می‌آوردند، آن را گرم می‌کردند و سپس با یک سمباده زبر به اندازة کف دست، آنقدر روی سنگ می‌ساییدند تا نوشته‌ها کاملاً پاک شود. بعد از آن با اسید رقیق، آن را می‌شستند تا برای مرحله بعدی که شامل نوشتن، تیزابکاری و… است آماده باشد.

دست‌اندر کاران چاپ سنگی

به‌طور کلی در یک کارگاه چاپ سنگی معمولاً دو دسته افراد که تعداد آن‌ها به ۱۸ نفر می‌رسید کار می‌کردند:

  • افرادی که تهیة مطالب، کشیدن تصاویر و آماده کردن سنگ چاپ را به عهده داشتند، شامل: خطاطان، نقاشان، تذهیب‌کاران، سنگ تراش‌ها و تیزاب کاران
  • افرادی که در فرایند چاپ به فعالیت می‌پرداختند، مانند استاد چاپ، مرکب زن، کاغذ گذار، چرم گذار، غلتک‌کش، کاغذ بردار، لایی‌گذار، و تعمیرکار.

علاوه بر نویسندگان، نقاشان، خطاطان و تذهیب کاران، افراد دیگری در امر چاپ دخیل بودند؛ مانند:

  1. چاپخانه دار
  2. سفارش‌دهندة کتاب
  3. ناشر (اهتمام کننده)
  4. بانی چاپ (به سرمایة…)
  5. مصحح چاپ
  6. مباشر چاپ
  7. غلط گیر

دلایل برتری چاپ سنگی بر چاپ سربی

  1. کمتر بودن اشتباه در چاپ سنگی
  2. هزینة کم و سهولت کار با چاپ سنگی
  3. استفاده از لوازم و ادوات داخلی (در حالی که چاپخانه‌های سربی نیاز به ابزار و ادوات وارداتی داشتند)
  4. رواج خـوشنـویـسی به عـنوان یکی از هنرهای بزرگ ملی ایران و دیگر ممالـک اسـلامی (موردی که بـا رواج چـاپ سـربی در حال از بین رفتن بود و از این رو به چاپ سنگی اهمیت بیشتری داده می‌شد)
  5. تأکید بر انتشار کتاب‌های دینی، احادیث، اخبار و ادعیه، و… که با چاپ سنگی بهتر از کار در می‌آمد

چاپ سنگی و روزنامه

کتاب‌های چاپ سنگی با نسخه‌های خطی مشابهت‌هایی دارند که از جمله می‌توان به تذهیب، تشعیر، جلدبندی نفیس، صفحه‌بندی، جدول‌بندی، صفحة عنوان، کاتب و تاریخ کتابت اشاره کرد. با این همه به سبب محدودیت‌هایی که در چاپ سنگی وجود دارد تنوع و کثرت تذهیب در آن‌ها کمتر از نسخ خطی است. در کتاب‌های چاپ سنگی نیز مانند نسخه‌های خطی، صفحات جدول بندی شده‌اند، به طوری که دو قسمت متن و حاشیه کاملاً از هم مجزا هستند. جدول شامل دو یا چند خط است که نوعی زیبایی و نظم به صفحة کتاب می‌دهد. حاشیه که شکل ستونی پیدا می‌کند، جایگاهی برای توضیحات واژه‌های متن، نقد صاحب نظران، پانوشت، اثری مجزا، یا تعلیقه و شرح بر متن اصلی است. معمولاً نوع خط حاشیه‌ها با خطِ نوشته‌های متن متفاوت است. نوشتة حاشیه به شکل نقوشی چون ترنج‌های کوچک، لچک، یا شکل‌های گیاهی و هندسی است.

بیشتر نسخه‌های چاپ سنگی مانند نسخ خطی، فاقد صفحه‌شمار هستند. نظم اوراق کتاب را با کلمه پاصفحه‌ای مشخص می‌کردند و نخستین کلمه سطر اول صفحه دوم را در گوشه چپ پایین صفحه اول می‌نوشتند که با مطابقت این واژه در هر صفحه، نظم آن مشخص می‌گردید. بعدها در کتاب‌های چاپ سنگی، شماره گذاری صفحات نیز مرسوم شد. در کتاب‌های چاپ سنگی صفحة عنوان نیز وجود ندارد و مشخصات (نام مؤلف، کاتب، تاریخ نگارش، نام چاپخانه، تاریخ چاپ، و غیره) در پایان آخرین صفحه ذکر می‌شده‌است. کاتبان و تاریخ کتابت نوشته‌های آن‌ها نیز از عناصر خاص کتب چاپ سنگی است که در پایان متن، زیر عنوان «راقم سطور» یا «رقم از» عباراتی چون «کتبه العبد الاقل الجانی» و «حرّر»… ذکر می‌شده‌است.

تصویر در چاپ سنگی

تصاویر در چاپ سنگی به صورت گراور است و واژة «رقم» و «راقم» در زیر این تصاویر به مفهوم «نقاشی» و «نقاش» است. نقاشان و مُذهّبان به تناسب موضوع به تذهیب و نقاشی در کتب چاپ سنگی می‌پرداختند و با الهام از محیط خود و جامعه، صحنه‌ها و رویدادها را به تصویر می‌کشیدند و عادات و رسوم مردم زمان خود را معرفی می‌نمودند، مانند شکل و نحوة پوشاک مردان و زنان، مجالس مهمانی و وعظ، آیین خاکسپاری، و… به طور کلی نقاشی‌های کتاب‌های چاپ سنگی را به سه دسته می‌توان تقسیم بندی کرد:

  1. نقاشی‌های عامیانه و واقع گرا (زندگی روزمرة مردم و درباریان)
  2. نقاشی‌های اسطوره‌های افسانه ای (وقوع جنگ‌ها و پیروزی و شکست، جوانمردی)
  3. نقاشی‌های مذهبی (مانند زندگانی امامان و مصایبی که بر آن‌ها وارد شده‌است)

یکی از جالب‌ترین نمونه‌های چاپ سنگی مصور، چاپی از کتاب خمسه «نظامی» است که در ۶۰۲ صفحه در سال ۱۳۰۱ هجری قمری به چاپ رسیده‌است. در این کتاب ۱۲ سرلوح در آغاز هر قسمت و پنج مجلس تصویر که بیشتر آن‌ها نقاشی «مصطفی» است آمده که ویژگی ممتازی به این کتاب می‌بخشد.

موضوع بندی کتاب‌های چاپ سنگی

موضوعات اصلی کتاب‌های چاپ سنگی عبارت‌اند از:

مسائل دینی نظیر قرآن و انجیل؛ ادبیات شامل دیوان‌ها، تذکره‌ها؛ پزشکی (پزشکی سنتی)؛ تاریخ و جغرافیا؛ زندگی‌نامه‌ها؛ فلسفه و منطق؛ تصوف و عرفان؛ جنگ.

 منبع: ویکی پدیا

 

آشنایی با روابط عمومی برای اهالی چاپ

{ پست شده در ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ توسط مدیر سایت }

بعضی‌ها خیال می‌کنند؛ روابط عمومی تشکیلاتی بسیار بزرگ و عریض و طویل است که به اندازه یک چاپخانه بزرگ به نیرو نیاز دارد؛

بعضی‌ها هم هستند که گمان می‌کنند روابط عمومی یک چیز لوس و تشریفاتی است که به هیچ دردی نمی‌خورد و حتی یک نفر هم برای این‌کار زیاد است. شما بین چاپخانه‌داران یا لیتوگرافی از این حرف‌ها نشنیده‌اید؟

تازه آن‌هایی هم که به داشتن روابط عمومی باور دارند؛ بیشتر فکر می‌کنند که کار روابط عمومی پذیرایی از میهمانان و یا چسباندن عکس و تزیین در و دیوار  است.

این عده حتی نقش تبلیغاتگری محض را هم برای روابط عمومی – که آن هم برداشتی غلط از روابط عمومی است- قائل نیستند. جالب اینجاست که احساس نیاز به داشتن روابط عمومی در بین چاپخانه داران یا لیتوگرافان و صحافان می‌تواند بسیار پایین‌تر از سایر حرفه‌ها باشد؛ علت این امر این است که آن‌ها خیال می‌کنند چون خودشان و یا همکارانشان به  چاپخانه و سایر ابزارهای  نشر دسترسی دارند هر وقت اراده کنند می‌توانند با چاپ چیزهایی دست به تبلیغات بزنند و همه مسائل خود را حل کنند و بنابراین به روابط عمومی چه نیازی دارند.

اما نکته جالب درباره این جمع این است که هر وقت از کارو بارشان بپرسی؛ راست یا دروغ از کسادی کسب و کار و بازار حرف می‌زنند و همین اظهارات خودش خواسته و ناخواسته؛ نوعی اعتراف است به نداشتن روابط مناسب درونی در محل کار و نداشتن روابط عمومی مناسب در محیط عمومی ارتباطی و حرفه‌ای.

بد نیست بدانید که با توجه به تجارب گسترده‌ای که در عرصه روابط عمومی در سطح جهانی به دست آمده است؛ روابط عمومی را در چهار عرصه معنا می‌کنند:

- عرصه شناسایی روابط موجود
- عرصه ارزیابی روابط
- عرصه طراحی سیاست‌ها برای بهبود روابط
- عرصه اجرای سیاست‌ها

اجازه بدهید این چهار عرصه را کمی بازتر کنیم و ببینیم درون هر یک از این عرصه‌ها چه عواملی مطرح است

۱٫ شناسایی روابط موجود

واقعیت این امر این است که روابط عممومی الزاما مفهومی مرتبط با محیط بیرونی یک فرد یا نهاد نیست؛ بلکه شالوده‌اش  در نخستین مرحله مرتبط با روابط موجود درونی است و درک دقیق و صحیح همین روابط و مناسبات درونی است که لولاهای ارتباطات و روابط بیرونی را شکل می‌دهد.

در این مرحله اول فی‌المثل همه اعضای  یک چاپخانه می‌توانند عضو روابط عمومی مجموعه باشند. – که به مثابه نهاد در این مرحله حتی وجود خارجی هم ندارد- به دیگر زبان؛ همه اعضای چاپخانه مفروض ما وظیفه دارند به یک درک دقیق از جایگاه خود و دیگرانی که در چاپخانه کار می کنند برسند.

به عبارت بهتر همه در این مرحله باید در رسیدن به تصویری دقیق از گردش کار کل مجموعه کمک کرده و نقش‌های کلیدی و غیرکلیدی یکدیگر را شناسایی کنند و بدانند یکایکشان چه ضعف‌ها و قوت‌هایی دارند.

درک این ضعف و قوت‌ها واقعا برای زندگی اقتصادی مجموعه ضرورت دارد چون پایه بازاریابی همین است و به دیگران کمک می‌کند تا بدانند چطور و در چه بخش‌هایی می‌توانند با خیال راحت با شما ارتباط برقرار کرده و قطعا هم پاسخ بگیرند. شما نباید وانمود کنید که هر کاری از شما برمی‌آید.

این نوع برخوردها هم خودتان را متوهم می‌کند و هم مشتریانتان را و اساسا با اصل شفافیت در برقراری ارتباط مغایر است.

۲٫ ارزیابی روابط

شناسایی مناسبات و روابط موجود، شناسایی همه اجزای سیستم مشتمل بر همه انسان‌ها و ابزارهای درون مجموعه شماست با همه ضعف‌ها و قوت‌هایشان.

اما شما به عنوان مدیر یک چاپخانه دقیقا در جایگاه سرمربی یک تیم کشتی هستید که نه تنها باید از همه اعضای تیم خود از نظر روحیات، توان جسمی، فوت و فن‌هایشان؛ ضعف‌ها و قوت‌هایشان اطلاع داشته باشید و بدانید مثلا کدامیک از آنها زیرگیر است؛ کدام یک کنده‌ کار است؛ کدامیک بر فن سالتو مسلط است و ……. بلکه باید از رقیبان تیم خودتان هم اطلاعات دقیق داشته باشید؛ تا بتوانید از رقابت‌ها سربلند خارج شوید.

فرضا اگر بدانید یک عضو تیم رقیب شما با گارد باز کشتی می‌گیرد؛ حتما به عضو تیم‌تان که حریف اوست و در ضمن زیرگیری قوی هم هست توصیه خواهید کرد که مدام از رقیب زیرگیری کند تا امتیازات بیشتری جمع کند. قبول دارید که داشتن اطلاعات دقیق از رقیب چقدر می‌تواند مهم باشد؟

اما واقعیت این است که ارزیابی روابط درونی مجموعه شما دومین مرحله‌ای است که در پی مرحله اول یا همان شناسایی روابط باید در دستور کارتان قرار گیرد. ارزیابی شما از روابط درونی چاپخانه یا لیتوگرافی یا صحافی‌تان چیست؟ آیا قوت‌های برخی از اعضای مجموعه‌تان قابل انتقال به دیگران هست؟

ضعف‌های بعضی‌ها چطور؟ آیا ضعف‌های بعضی‌ها می‌تواند دامن دیگران را هم بگیرد؟ آیا می‌شود با برخی جابجایی‌های احتمالی مجموعه‌هایی مکمل ایجاد کرد؟

۳٫ طراحی سیاست‌ها برای بهبود روابط

آیا چرخ‌های مجموعه شما با آموزش؛ روان‌تر خواهد چرخید؟  آیا اگر مجموعه شما در برابر یک جریان دائمی از گردش اطلاعات تخصصی قرار بگیرد؛ کاراتر خواهد شد؟ (مثلا مشترک مجله صنعت چاپ شوند!؟).

چاپخانه یا لیتوگرافی یا صحافی رقیب شما چطور سفارش می‌گیرد؟ چرا رقبا ماشین آلات تازه خریده‌اند؟ چرا شما باید نوسازی کنید و یا چرا نباید نوسازی بکنید؟

بالاخره شما  در مرحله اول به شناسایی روابط  و مناسبات درونی مجموعه و در مرحله دوم به ارزیابی آن روابط و مناسبات نشستید؛ اما حالا پای مرحله سوم درمیان است؛ پای مرحله‌ای که باید سیاست سازی کنید تا روابط و مناسبات موجود در مجموعه‌تان را ارتقا دهید. مرحله مهم و سرنوشت‌سازی است؛ اینطور نیست؟

آیا فکر می‌کنید از پس این کار بر می‌آئید؟ آیا با کمک همه اعضای مجموعه‌تان می‌توانید سیاست‌هایی را برای ارتقای و بهبود روابط  مجوعه آن هم در مسیر رقابت با دیگران و سبقت گرفتن از آنان طراحی کنید؟ یا شاید هم به این نقطه رسیده‌اید که عده‌ای دیگر باید چنین سیاست‌هایی را برای ارائه به مدیریت مجموعه تهیه کنند. (روابط عمومی!؟).

۴٫ عرصه اجرای سیاست‌ها

فرض کنیم حالا سیاست‌ها را در اختیار دارید. چطور می‌خواهید آن‌ها را اجرا کنید؟ خودتان دوباره آستین‌هایتان را بالا خواهید زد؟ (روابط عمومی!؟).

عده‌ای متاسفانه اجرای سیاست‌ها را مترادف با تبلیغات می‌دانند. اما باور کنید همه موضوع این نیست و اگر فرصتی دوباره دست داد می‌توان به این موضوع بیشتر پرداخت. فط فعلا به همن حد بسنده کنم که عصر تبلیغات برای روابط عمومی (غلبه دادن همه چیز سازمان بر مشتریان)  به سر آمده و عصر ارتباط مبتنی بر شفافیت (گفتگو با مشتری) آغاز شده است.

حتی اگر اجرای سیاست‌هایتان برای خودتان با تبلیغ مترادف است فراموش نکنید که تبلیغ فقط چسباندن پوستری با شعاری پر زرق و برق  بر شیشه یا سر در چاپخانه نیست. شاید اصلا لازم نباشد چیزی چاپ کنیم.

مثلا در نظر بگیرید چاپخانه‌ای را که از سیستم میلینگ (Mailing) در چاپ برخوردار باشد و به عقلش نرسد صاحبان آگهی‌ها و یا آژانس‌های تبلیغاتی را صدا بزند و به آن‌ها بگوید که چطور می‌تواند آگهی آنها را نه در کل تیراژ یک روزنامه؛ بلکه تنها برای منطقه مورد نظرشان چاپ کند و به این ترتیب هم کارشان ارزانتر تمام شود و هم امکان بازاریابی دقیق را به آن‌ها بدهد.

آیا خودتان از همه روش‌های تبلیغ اطلاع دارید؟ (روابط عمومی!؟). آیا می‌دانید تبلیغات ضعیف می‌‌تواند چنان ضربه‌ای به شما بزند که در صورت عدم تبلیغ با آن مواجه نخواهید شد؟ (روابط عمومی!؟).

آیا اصلا می دانید در تبلیغ چه باید نوشت؟ آیا تبلیغات شما مبتنی بر انجام یک بازار پژوهشی است؟ آیا از بازار پژوهی و روش‌هایش اطلاع دارید؟ (روابط عمومی!؟). آیا می‌دانیدکه تبلیغات شما باید به این سؤال مشتری که “به چه درد من می‌‌خورد؟” جواب بدهد؟

یادآوری کنم که روش‌های تبلیغ بسیار است: بروشور، تبلیغات پستی، ایمیل، مجلات، خبرنامه، روزنامه‌های عمده محلی، روزنامه‌های کاملاً محلی،گروه‌های بحث انلاین و اتاق‌های گفت‌وگو، پوسترها و تابلوهای اعلانات، تبلیغات رادیویی – تلویزیونی، انترنت (صفحات وب یا راه‌اندازی وب سایت)، راهنمای تلفن مشاغل، فعالیت تبلیغی از طریق رسانه‌ها (خبرنگاران، گزارشگران و غیره)، پوشه‌ حاوی اطلاعات شغلی، بیانیه‌های خبری، گزارش‌های سالیانه، همکاری یا بازسازی استراتژیک، شبکه‌سازی، ارتباط با طرف‌های اصلی و……

آیا بر همه این فنون و روش‌ها تسلط دارید؟ اگر پاسخ شما بله است، پیشنهاد می‌کنم چاپخانه‌‌تان زا رها کنید بروید روابط  عمومی درس بدهید یا یک آژانس تبلیغاتی باز کنید مطمئن باشید درآمدتان بیشتر از درآمد  چاپخانه‌تان خواهد شد!

بامزه اینجاست که برخی از اهالی چاپ اصلی‌ترین راه برون رفت از همه مخمصه‌ها را ایجاد وب سایت می‌دانند. اما با توجه به آنچه مطرح شد؛ روابط عمومی یک رسانه جمعی نیست؛ بلکه از رسانه‌ها و رسانه‌های جمعی (چاپی، الکترونیک و دیجیتال) استفاده می‌کند تا بتواند سیاست‌هایش را اجرا کند.

پس به همین سبب روابط عمومی دیجیتال و به عبارت بهتر آنلاین شدن روابط عمومی – که برخی هم صرفا آنرا به حد راه اندازی یک وب سایت تقلیل می‌دهند – بی‌آنکه چهار عرصه مورد بحث را طی‌کرده باشد، چیزی جز گرفتاری بیشتر در بر نخواهد داشت.

علت امر این است که آنلاین شدن، نور انداختن بر همه چیزهایی است که تا دیروز در تاریکی بوده و حالا پیش چشم همه قرار گرفته است. بگذارید اینطور مطرح کنیم که  در مرحله آنلاین نبودن فقط در و همسایه شما را می‌دیدند؛ اما در مرحله  آنلاین شدن دنیا به تماشای شما می‌ایستد و چقدر بد می شود که در چنین لحظاتی شما از سر و وضع مناسبی برخوردار نباشید.

برگردیم به نقطه اول:

بالاخره روابط عمومی می‌خواهید یانه؟ پاسخ این پرسش را به خودتان بدهید؟ به نظر می‌رسد شاید دو مرحله از چهار مرحله پیش گفته حتی بدون روابط عمومی هم بتواند در دستور کار قرار گیرد تا راندمان کارها را بالاتر بیاورد. منظورم دو مرحله شناسایی روابط موجود و ارزیابی روابط است؛ اما برای مراحل بعد به سامان یافته‌تر و نهادی‌تر نیاز دارید. البته توصیه من طی هرچهار مرحله با همین وضعیت است.

این را هم اضافه کنم که یک چاپخانه یا لیتوگرافی یا صحافی یا هر فعالیت دیگری به صرف راه انداختن وب سایت یا به عبارتی با  ورود به  وادی دیجیتالیسم و رفتار آنلاین، الزاما نه تنها جواب نمی‌گیرد؛ بلکه ممکن است با گرفتاری‌های بیشتری هم مواجه شود.

در واقع وب سایت اگر بعد از طی کردن دقیق چهار عرصه فوق صورت گیرد؛ معنای ویژه‌ای به خودنمی‌گیرد و به طرزی گسترده بر جنبه فرامحیطی کار.

اجازه بدهید تاکید همیشگی‌ام را اینجا هم تکرار کنم که روابط عمومی آنلاین؛ تکنیک نیست، فلسفه است.

برای توضیح بیشتر در این باره باید به گفته بیفزایم که آنلاین شدن روابط عمومی آنرا از حالت یک رابطه عمودی یک سویه (از جنس ارتباط جمعی) به حالت رابطه افقی دو سویه (از جنس ارتباط چهره به چهره) می‌کشاند و این اتفاق چیزی نیست چیز داشتن آمادگی برای ارتباط شفاف و افقی با مشتری  و  قرار داشتن در حالت دائمی پاسخگویی به مشتری و محیط. و این امکان‌پذیر نخواهد شد مگر آنکه از چهار مرحله مورد بحث درک درستی داشته باشیم.

به هر صورت همانگونه که دیدید روابط عمومی عمدتا افزودن به ساختار سازمانی و گسترده تر ساختن آن نیست؛ بلکه داشتن درک درست از روابط درون مجموعه، داشتن ارزیابی صحیح از این روابط برای ارتقای آن، طراحی سیاست و بالاخره اجرای سیاست است.

این قاعده برای همه سازمان‌های کاری از کوچک و بزرگ جاری و ساری است. شما به چنین نگاهی نیاز دارید خواه چند سیلک‌کار باشید که در پارکینگی به کار مشغول هستید و خواه همن حالا به شما بگویند مدیر چاپخانه افست در تهران شده‌اید و یا مدیر نمایشگاه دروپای ۲۰۰۸٫

ما که بخیل نیستیم هر کجا که هستید انشاالله موفق باشید و ایام عزت مستدام.